سيد جلال الدين آشتياني
239
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
اشخاص ماديه فرع آن اصلند « 1 » . دليل سوم شيخ الاشراق قاعدهء امكان اشرف است و ما اين قاعده را از شيخ الاشراق نقل كرديم . آخوند در الشواهد « 2 » غير از قاعدهء امكان اشرف دو برهان ديگر شيخ الاشراق را ناتمام دانسته است ، ولى در اسفار « 3 » بعد از ذكر براهين گفته است : « هذه أقوال هذا الشيخ المتألّه في هذا الباب و لا شكّ أنّها في غاية الجودة و اللطافة لكن فيها أشياء « 4 » ( منها ) عدم بلوغها حدّ الإجداء » ، چون از قول شيخ شهيد معلوم نشد كه انواع ماديه و فرد مجرد از نوع واحدند . افراد ماديه و فرد مجرد بنابر قول شيخ الاشراق متماثل نيستند ، در حالتى كه ايرادات متأخرين بر افلاطون و اتباع او مبنى بر آن است كه انواع ماديه و فرد مجرد تحت طبيعت واحد باشند نه آنكه فرد مجرد مثال ماديات باشد . قبلا بيان كرديم كه حكماى فرس رب هر نوع را به اسم همان نوع مىخواندهاند . صاحب صنم آب را خرداد و رب النوع اشجار را مرداد و مبدأ نار را ارديبهشت ناميدهاند . ديگر آنكه اين شيخ متأله چگونه ذات بسيط نورى را كه تجرد تام دارد ، مثال از براى حيوانى كه داراى اجزاى ماديه و اعضاى مختلفه است گرفته است . وجوه مناسبات بين حقايق نوريه و موجودات ماديه را بيان نكرده است ، علاوهبراين شيخ عظيم مجعول و صادر از علت ماهيت را مىداند . اين خود سازش با اين مبنا ندارد و با اصولى كه او تقرير كرده است ، نمىشود مجرد صرف و تام و مادى
--> ( 1 ) . صدر المتألهين در الشواهد ( ص 117 ) بعد از ذكر دليل دوم شيخ الاشراق گفته است : « و هذا أيضا اقناعي و لا يثبت به إلّا علوم المبادي بهذه الأنواع و آثارها بوجه من الوجوه ، اذ يكفي لما ذكره تصورات الافلاك و نفوسها . » اين اشكال به شيخ مقتول وارد نيست . چون مدبر انواع ماديه و مفيض وجود آنها بايد عقل مجرد باشد ، علاوهبراين تصورات افلاك عرضند و انواع ماديه جواهرند علت بقاى هر نوعى بايد غايت اصلى آن نوع باشد . ( 2 ) . شواهد ، ص 117 ، 118 ، 119 . ( 3 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 122 . ( 4 ) . اسفار ، ص 123 .